ارسالی به تحریریه سیاست گستر : درادبیات غنی و دیرینه¬ی پارسی از کُهن آثار تا امروز قوالب، سبکها، اندیشهها ، طرحها و سخنهایی بیان و مطرح گردیده که برخی ماندگار و بسیاری به بازفراموشی سپرده شدهاند. بعضی درمیان ادیبان و سخن سنجان ارج و قُرب و منزلتی یافته و پیروان و رهروان خاص خود را طلبیده و برخی درهمان نطفه اگر خفه نشده اما از اقبال عمومی و طرح درمیانه¬ی اندیشمندان و دانش پژوهان برخوردارنگردیده و چه بسیارند بدعتها و نوآوریهایی که امروزه حتا نامی ازآنها درمخاطره¬ی زمان باقی نیست. درآنتولوژی و نسب شناسی ادبیات کلاسیک و مدرن ایران نیز ازاین فرازها و فرودها بسیار به چشم میخورد و دربایگانی اندیشکده ها و آتشکدههایحوزه¬ی زبان و ادبیات ، مقالات و میکروفیش های فراوانی را میتوان یافت که از حد بیان و طرح و پیشنهاد فراترنرفته و مسکوت و ناکام ازحافظه¬یتاریخ پاک و محوگردیده است. اما درمقابل این ناکامها و فراموش شدهها بسیارند مکاتب و اندیشههایی که دربدوِ طرح از اقبال عمومی و استقبال خلق بهره مند و هنوزدرقبایل و اندیشهها ، پویا و باقی است چه درآثار و قوالب کهن ، چه درژانر سبک نو و امروزین.
گستردگی و استقبال و پذیرش این قوالب و اندیشهها معطوف بنیان گذاران و صاحبان اندیشه و نوآوران این حوزههاست که ازحوصله، صبوری، دانش، تبحر و خردورزی کافی برخورداربوده و حرفی برای گفتن داشتهاند که هنوز برای خود رهروان و پویندِگانی خاص و نام آوری یدک میکشند و درحوزه¬ی ادب و معرفت پارسی جایگاه و پایگاه خویش را حفظ نموده و دراذهان عمومی رسوب نمودهاند. سخن از مکاتب و اندیشههای ناپایدار و عقیم و ناکام به جز اطاله¬ی کلام وگزافه گویی نیست و هیچ راهی و دریچهای بسوی هدایت نخواهد گشود. درحیات شعر و نثر پارسی بسیار شاعران و نویسندگان و ادیبان پا به عرصه¬ی ادب نهاده و آثار مختلف پدیدآورده که هریک ازخصایص و شاخصههای خاص خود برخورداراست و هیچ دو نفری ازلحاظ روش و شیوه و تفکر شبیه یکدیگر نیستند و نقطه نظرات و اندیشهها و محتوای تولیدشان با هم متفاوت و گوناگون است.
در هر سبک و قالب تنها لفظ و معنا هستند که دو عنصرِ سازنده¬ی هر نوشته یا متن به شمار میروند و تحت تأثیر عوامل متعددی قرار میگیرند و همین ، موجب تفاوت درشیوه¬ی نوشتن شعر و نثر شاعران و نویسندگان میشود و این دو عامل لفظی و معنوی چنان درمیان افراد یک جامعه تأثیرگذار میگردد که یک اسلوب یا سبک نگارشی را درمیان شاعران و نویسندگان پدید میآورد که از لحاظ تنوع و گستردگی به گونههای مختلف میتوان از آنها نام برد و درسبک و اسلوب متفاوت، تقسیم بندی و دسته بندی نمود. از رودکی و مولوی تا ناصر خسرو و منوچهری دامغانی تا ملک الشعرای بهار و قائم مقام ، همچنین مسعودِ سعد سلمان ، سنایی ، خیام ، حافظ ، سعدی ، امیرخسرو دهلوی ، وحشی بافقی، صائب تبریزی و نیز نیما و اخوان و فروغِ فرخزاد و احمد شاملو تا امروز فراوان نام درتاریخ ادبیات میتوان برشمردکه هر یک براساس ذوق و سلیقه و لفظ و معنای خود آثارشان را برای آیندگان به ارث گذاشته که برحسب نام مؤلف ، زمان و دوره¬ی زندگی، زبان، موضوع ، محیطِ جغرافیایی، عوامل سیاسی و ساختاری و حاکمیت ، حتا سطح سواد و دانش افراد جامعه و تأثیر پذیری کلام مؤلف برتوده ها و اقشار قابل ذکر و طبقه بندی است.شاید عامل اصلی این تکثّر زبانی و سبک نوشتاری است که سبکهای خراسانی یا ترکستانی ، عراقی ، هندی ، اصفهانی ، نو ، گفتار، نیایی، فراگفتار و پسانیمایی شکل گرفته و هرکدام طرفداران و پیروان خاص خود را پیرامون خود گرد آورده است.
دردوران های مختلف توسط افراد مختلف، اسلوبهای نگارشی درشعر و نثر، مطرح گشته و جامعه پذیرای این نوآوری و خلاقیّت بوده و چراغ سبزهایی از سوی اقشارگوناگون زده شده که موفقیّت و کامیابی هر طرح و سخن نو به مخترع و مطرح کنندهاش بستگی داشته و نیز زمان متناسب و استقبال عمومی جامعه. همان طور که همگی واقفیم شعر شعور است و کمی قاعده که وظیفه¬ی اصلی آن آگاهی است و بیداری تودهها و این شعور شامل نثر نیز میگردد و شاعران و نویسندگان را به نوعی میتوان پیامبرانِ عصرِخویش نامید و رسالتِشان آگاهی بخشیدن به افراد جامعه است. علاوه بر نوآوری درزمانهای گذشته از بدو خلقت خط و نگارش تا به امروز شاعران و نویسندگان و اندیشمندان فراوانی را میتوان برشمرد که هریک درروش و اسلوبی نوگفتارها و جُستارهایی را درحوزه¬ی ادب فارسی مطرح نموده اما پس از نیما و خلاقیت بی نظیرش درحذف عروض و قافیه به شمایل و سبک کهن دردهه¬ی هفتاد شمسی روی آوردن به ابداعات و خلاقیّت های نگارشی به وفور ازسوی افراد مختلف عنوان و توسط منتقدین بسیاری مورد نقد و واکاوی قرار گرفته که از مطرح نمودن تک به تک آنها جهت پرهیز از اطاله¬ی کلام ، خودداری مینمایم. ودریک جمله به این بسنده خواهم نمود که تنها اسلوب و سبکهایی از سوی جامعه مورد وثوق و وفاق قرارگرفتند که اولاً توسط افرادی آگاه، باسواد و دانش پژوه پیشنهاد گردیده بودند و ثانیاً دارای مانیفست قوی و علمی بوده و به تمامی سئوالات افراد مختلف جامعه پاسخگو بودهاند. درادامه¬ی مبحث نوآوری و روند سیر تکاملی ازآغاز تا امروز به نام آقای امین افضل پور برمی خوریم که پایهگذار و خالق ژانری مختص به خود میباشد به نام:«طراشعر» که درسال 2019 میلادی مصادف با 1397 شمسی خورشیدی ثبت تاریخ گشته و زحمات زیادی دراین معرفی متقبل گشته است و برایش آرزوی توفیق و موفقیت روز افزون ازخدای یکتا خواستارم.
میتوان به خلاقیّت و ذهن پاک و زلال و اندیشمند این شاعر جوان پی برد و درهمین کوتاه ایام، فراگیری و باورپذیریاش را درجامعه ادبی کشور پیشبینی و پیشگویی کرد.«طراشعر» از ترکیب سازی هوشمندانه دو کلمه¬ی"طرا" و"شعر" برآمده و انتخاب گردیده که هرکدام به تنهایی دارای معنا و مفهوم خاص خود میباشند و قابلِ فهم و درک بین خواص و عوام. کلمه¬ی"طرا" از سه حرفِ اول واژه¬ی طراحی اقتباس گردیده که به معنای کاری است که طراح انجام میدهد و کلمه¬ی"شعر" به معنای سخن منظوم و مخیل که همگان از معنای آن آگاه و واقفاند. رسالت سنگین جناب افضلپور درتداوم و فراگیری این ژانر نوپا درمیان اقشار مختلف جامعه ، نخست تدوین و نگارش مانیفست یا همان قواعد و اسلوب و چهارچوبهای نظری و عملی این گونه¬ی ادبی است و سپس صبر و بردباری و حلم و نقد پذیری و تربیت نوآموزان و هنرجویان و طرفداران این نوع و گونه¬ی ادبی که امیدوارم شاهد فراگیری و باورپذیری آن درسطوح مختلف جامعه باشیم. اخیراً آقای علیرضا نصیریخانقاه درکتابی تحتِ عنوانِ :«مبانی هنری طراشعر» بطور مفصل درباره¬ی این نوع ادبی البته با کمکِ ازایده های خود ِافضل پور، تمام مؤلفهها و پارامترهای"طراشعر" را مورد بررسی و کاووش قرار داده و آنرا به شعر دیداری پیوند زده است که به زعم اینجانب کافی و وافی نبوده و مانیفست"طراشعر" محسوب نمیگردد که زحمت این مهم بردوش خودِ جناب افضل پور همچنان باقی و ملموس میباشد که امید است درآیندهای نزدیک این مهم به منصه¬ی ظهور برسد و مشتاقان این گونه¬ی ادبیرا خرسند سازد. "طراشعر" با کلمات و تصاویر روشن و سفید با خلق مفاهیم و واژگان کوتاه و موجز و با استعانت ا زعناصر بصری ، سعی درتولید محتوایی قدرتمند و خلاقانه داردتا با کمترین واژگان و ابزار ، برترین برداشتها و مفاهیم و تصاویر را به ذهن مخاطب انتقال دهد که این هنر میتواند دراین زمانه¬ی ماشینیسم و دنیای فرامجازی و کم حوصلگی ، اختراع و ابداعی هوشمندانه و زیرکانه محسوب گردد. بطور اجمال ودریک جمله میتوان"طراشعر" را نوعی هنر بدیع و بی بدیل درعرصه¬ی ادبیات ایران و جهان برشمرد که به دنبالِ طراحی زدن شعر با ابزارکلمات است.» البته به شرطی که افضلپور بتواند نخست کتابهای متعددی را دراین ژانر بنویسد و مکتوب نماید و دیگر این که برمانیفست علمی و عملی کارتوسطِ خودش و با کمک ازکتاب"مبانی نظری طراشعر" که نگاشته شده و این کتاب بیشتر با همراهی ایده¬ی خودش به سرانجام رسیده و البته نگارش آن نیز تقریباً کاری گروهی بوده به مراتب مهرتأیید و تصدیق بزند.
دیگر نکته ، براساس شواهد و قرائن این هنر از روزگاران کهن و دوران غارنشینی آغاز گردیده بود اما مردمان نخستین نتوانستند برایش ساختاری مدوّن و آکادمیک ترتیب دهند که چون زبُورداوود و گاتهای اوستایی و لیکوهای سیستانی، نسل به نسل و سینه به سینه برقلمرو ادبیات ریشه بدواند و خودنمایی کند که دوست عزیزمان دراین زمانه به نیازِ مبرمش پی برده و چنین ژانری را به نام خود درسطوح بالاتر ثبت نموده است . نشان میدهد که افضلپورگویی که علاقه و عُلقه¬ی وافری به طراحی با کلمات وکالیگرافی و شعرِ تصویر دارد و البته دغدغه آن درهمین مسیر نمایان است که امیدواریم بتواند دراین مسیر به گزیدهها و گزینههای مهتر و بهترِدیگری هم دست یابد. شعر تصویر و طراحی با کلمات در سپیدهای کوتاه شاملو نُضج و بارور شد و من بعد کاریکلماتورهای پرویز شاپور که توسطِ خودِ شاملو تأیید شدند مزید برعلت شد تا که جامعه¬ی آن زمان دربرابر عمر اشعار بلندی چون قصیده و مثنوی و فکاهیات لوس و بی مسمّای هزل و لودگی ایستادگی و مقاوت کند و درواقع همین سرودههای طنز و نوشخنده های زیرکانه-ی شاملو درواقع رسالت واقعیاشرا دربرابر عدهای اطناب سرای بی محتوا ، بذله گوی ، لوده آوا و یاوه سُرا به نمایش گذاشت.بنابراین جامعه¬ی امروز به این بیان هنری که زبانی هنری دارد و درپی ساختاری هنرمندانه درخلق زبانیّت زمانه¬ی خویش است نیازی مبرم داردو امید است با آموزش فراگیر بتواند نیاز عصر ما را برآورد که آوردهاند:«شاعران وارث آب و خرد و روشنیاند» و پیامبران بیدار و آگاهِ عصر خویش.
"طراشعر" با ساختاری از تایپوگرافی و نویسه نگاری و زیبایی شناسی و ترکیب رنگ و فونت ، و برگزیدن ایدههای بدیع و بکر و تصویرسازیهای گویا و منحصر بفرد خود را درذهن و جان مخاطب تثبیت و ماندگار میسازد.
-لام تا کام / زبان بستهاند/ کرمهای اقتصاد برقلاب نامت دلال
-زنجان بریده شد / از وسط /زن جان سپرد.
-با امضای قاضی 3شد ژ3
-چشم بست برشرف / ریاشد دریا.
"طراشعر" علاوه بر کلمات و تصاویر میتواند و میکوشد تا حروف را معنا بخشد و برایشان فرهنگ لغاتی پدید آورد تا هر حرف به تنهایی ، دنیایی از معانی را به ذهن ما متبادرسازد./ سیاست گستر