پوتین و معمای اوکراین ؛ میان سازش تحمیلی و جنگ فرسایشی
پوتین و معمای اوکراین ؛ میان سازش تحمیلی و جنگ فرسایشی
خبر تازه رویترز درباره شروط کرملین، بار دیگر بحث بر سر امکان‌پذیری صلح در اوکراین را داغ کرده است؛ صلحی که به نظر می‌رسد بیش از آنکه نتیجه مذاکره برابر باشد، بازتابی از توازن قدرت در میدان نبرد است.

سرویس بین الملل : جنگ اوکراین در سومین سال خود، به نقطه‌ای رسیده است که دیگر صرفاً یک منازعه نظامی محسوب نمی‌شود؛ بلکه آزمونی استراتژیک برای آینده نظم بین‌المللی است.

به گزارش سیاست گستر ، هر خبر تازه از مسکو یا کی‌یف، تنها یک گزارش جنگی نیست، بلکه پیامدهای ژئوپولیتیک گسترده‌ای برای اروپا و حتی فراتر از آن دارد.

گزارش اخیر خبرگزاری رویترز درباره پیشنهادهای ولادیمیر پوتین، بار دیگر نشان داد که کرملین نه به عقب‌نشینی، بلکه به تثبیت دستاوردهایش فکر می‌کند.

اگرچه در نگاه نخست، سخن گفتن از “صلح” می‌تواند امیدبخش باشد، اما در عمل این نوع طرح‌ها بیشتر به “دیکته سیاسی” شباهت دارند تا توافقی برابر.

درخواست‌های مسکو برای واگذاری سرزمین‌های شرقی اوکراین و تضمین بی‌طرفی کی‌یف، تردیدی باقی نمی‌گذارد که روسیه صلح را در چارچوب منافع استراتژیک خود تعریف می‌کند.

از سوی دیگر، برای اوکراین، عقب‌نشینی از دونباس یا چشم‌پوشی از مسیر عضویت در ناتو به معنای پذیرش شکست تاریخی خواهد بود؛ مسأله‌ای که نه تنها در داخل کشور غیرقابل توجیه است، بلکه مشروعیت دولت زلنسکی را نیز زیر سؤال می‌برد.

به همین دلیل است که هرگونه طرح صلح، حتی اگر در پشت درهای بسته با رهبران جهانی بررسی شود، در فضای عمومی اوکراین همچنان معادل “تسلیم” تلقی می‌شود.

نکته مهم اینجاست که طرح اخیر روسیه در بستر تغییر موازنه قدرت جهانی مطرح می‌شود. بازگشت احتمالی دونالد ترامپ به کاخ سفید، نگاه متفاوت او به جنگ اوکراین و فشارهای اقتصادی بر اروپا، همگی زمینه‌هایی هستند که مسکو برای پیشبرد خواسته‌های خود محاسبه کرده است.

به بیان دیگر، این نه صرفاً یک پیشنهاد صلح، بلکه تلاشی برای آزمودن میزان انعطاف غرب در برابر یک بحران طولانی است.

به گزارش رویترز، سه منبع نزدیک به کرملین گفته‌اند که ولادیمیر پوتین در دیدار اخیر خود با دونالد ترامپ، خطوط کلی پیشنهادی برای پایان جنگ اوکراین را مطرح کرده است.

بر اساس این گزارش، مسکو همچنان خواستار خروج کامل نیروهای اوکراینی از شرق دونباس و تضمین بی‌طرفی کی‌یف در برابر ناتو است. در مقابل، کرملین وعده داده است که خطوط مقدم در مناطق جنوبی مانند خرسون و زاپوریژیا را ثابت نگه دارد.

این منابع همچنین اشاره کرده‌اند که روسیه آماده واگذاری بخش‌های کوچکی از مناطق خارکف و سومی است؛ امتیازی که بیشتر به یک ژست دیپلماتیک شباهت دارد تا تغییر واقعی در معادلات میدانی. همزمان، پوتین تأکید کرده است که هیچ نیروی غربی نباید در قالب حافظ صلح وارد اوکراین شود، موضوعی که نشان‌دهنده حساسیت روسیه نسبت به حضور مستقیم ناتو در مرزهایش است.

واکنش اوکراین به این گزارش، همان‌گونه که انتظار می‌رفت، قاطعانه منفی بوده است. زلنسکی بار دیگر تکرار کرد که عقب‌نشینی از سرزمین‌های شرقی به معنای از دست رفتن مهم‌ترین خط دفاعی کشورش است و این موضوع نه‌تنها بقای اوکراین بلکه آینده اروپا را تهدید خواهد کرد. در همین حال، ایالات متحده و ناتو تا این لحظه از اظهار نظر مستقیم درباره جزئیات طرح مسکو خودداری کرده‌اند.

آنچه امروز به عنوان “طرح صلح” از سوی روسیه مطرح می‌شود، در واقع بازتاب همان الگوی تاریخی است که در آن قدرت‌های بزرگ، قواعد بازی را به طرف مقابل دیکته می‌کنند.

اما تفاوت این‌بار در این است که اوکراین و متحدانش حاضر نیستند چنین معادله‌ای را بپذیرند. اگرچه برخی سیاستمداران غربی مانند ترامپ احتمال امتیازدهی را مطرح کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد این پیشنهادها بیش از آنکه پایان جنگ را نزدیک کند، چشم‌انداز ادامه یک جنگ فرسایشی را پررنگ‌تر می‌سازد.

صلح در اوکراین اگر قرار باشد پایدار باشد، نمی‌تواند بر پایه “واگذاری اجباری” و “تضمین‌های تحمیلی” شکل گیرد. مسیر واقعی صلح نه از میز مذاکره در آلاسکا، بلکه از تغییر محاسبات در میدان و ایجاد توازن جدید قدرت خواهد گذشت؛ توازنی که فعلاً چشم‌انداز روشنی برای تحقق آن دیده نمی‌شود.

  • نویسنده : تحریریه سیاست گستر
  • منبع خبر : سیاست گستر