حلقه مفقوده حمایت از کودکان ؛ غفلت از آموزش پیشگیرانه و مهارت‌های خودمراقبتی
حلقه مفقوده حمایت از کودکان ؛ غفلت از آموزش پیشگیرانه و مهارت‌های خودمراقبتی
فجایع تلخی مثل مرگ ایلیا نشان می‌دهد نبود آموزش پیشگیرانه، ضعف فرهنگ‌سازی و بی‌توجهی به حمایت جامع، کودکان را بی‌دفاع رها کرده است.

سرویس اجتماعی : حادثه تلخ جان‌باختن «ایلیا» بار دیگر نگاه‌ها را به سمت واقعیتی دردناک برد؛ اینکه جامعه ما هنوز برای آموزش پیشگیرانه به کودکان و ایجاد نظام جامع حمایت از آن‌ها برنامه‌ای جدی ندارد. کارشناسان می‌گویند امنیت کودکان تنها با برخورد قضایی تأمین نمی‌شود، بلکه نیازمند آموزش مهارت‌های زندگی، توانمندسازی خانواده‌ها و فرهنگ‌سازی رسانه‌ای است.

به گزارش سیاست گستر ، حادثه تلخ جان‌باختن «ایلیا»، کودک ۱۰ ساله‌ای که قربانی خشونت شد، تنها یک رویداد فردی نیست؛ بلکه نماد ضعف ساختاری جامعه در حفاظت از کودکان است. اگرچه افکار عمومی به‌درستی بر خشم از عامل جنایت و مطالبه مجازات او متمرکز شده‌اند، اما پرسش مهم‌تر این است که چرا چنین فجایعی امکان تکرار پیدا می‌کنند؟ پاسخ را باید در نبود آموزش پیشگیرانه، غفلت از مهارت‌های خودمراقبتی و فقدان یک نظام جامع حمایت از کودکان جست‌وجو کرد.

کارشناسان معتقدند که مهم‌ترین ابزار پیشگیری از خشونت علیه کودکان، آموزش مستقیم به خود آنهاست. اما در برنامه درسی مدارس ما، مهارت‌های زندگی اغلب به موضوعات کلی محدود می‌شود و آموزش امنیت شخصی جایی در آن ندارد.

کودک باید بداند مرز بدن او کجاست، چگونه در برابر رفتارهای مشکوک واکنش نشان دهد، و در چه شرایطی باید به والدین یا معلم خود مراجعه کند. نبود چنین آموزش‌هایی باعث می‌شود کودکان در مواجهه با موقعیت‌های خطرناک بی‌دفاع بمانند.

از نگاه کارشناسان، خانواده‌ها مهم‌ترین نقش را در ایجاد ایمنی روانی و آموزشی برای کودکان بر عهده دارند. با این حال بسیاری از والدین، به دلیل ناآگاهی یا باورهای فرهنگی، از گفت‌وگو درباره موضوعات حساس خودداری می‌کنند. در حالی‌که صحبت ساده‌ای درباره تفاوت «راز خوب» و «راز بد» یا تمرین واکنش در موقعیت‌های خیالی می‌تواند جان یک کودک را نجات دهد.

بی‌توجهی به این گفت‌وگوها، کودکان را به افرادی ساده‌دل تبدیل می‌کند که اعتماد بی‌قید و شرط به بزرگسالان دارند؛ اعتمادی که در شرایط آسیب‌زا به فاجعه منجر می‌شود.

امنیت دانش‌آموزان تنها با نصب دوربین یا استخدام نیروی انتظامی تأمین نمی‌شود. مدارس باید امنیت روانی و جسمی کودکان را بخشی از مأموریت اصلی خود بدانند. برگزاری کارگاه‌های مهارت‌های زندگی، آموزش مدیریت استرس، تمرین شیوه‌های کمک‌خواهی و ایجاد محیطی امن برای گفت‌وگو، می‌تواند کودکان را در برابر خطرات مقاوم‌تر کند.

کارشناسان تأکید می‌کنند که مدرسه نباید تنها به محل آموزش دروس ریاضی و علوم تقلیل یابد؛ بلکه باید به مرکزی برای توانمندسازی اجتماعی و روانی کودکان تبدیل شود.

رسانه‌ها نیز سهم بزرگی در پیشگیری دارند. تولید محتواهای کودک‌محور در قالب انیمیشن، داستان و بازی‌های آموزشی، می‌تواند مفاهیم امنیت شخصی را بدون ایجاد ترس در ذهن کودکان جا بیندازد. همچنین رسانه‌ها باید خانواده‌ها را نسبت به اهمیت گفت‌وگو با فرزندان حساس کنند.

کارشناسان بر این باورند که اطلاع‌رسانی درست می‌تواند تابوهای فرهنگی را بشکند و راه را برای آموزش همگانی باز کند.

حادثه‌هایی مانند آنچه برای «ایلیا» رخ داد، نشان می‌دهد که جامعه تنها پس از وقوع تراژدی به فکر می‌افتد. در حالی‌که کشورهای موفق در حوزه حمایت از کودکان، نظامی جامع ایجاد کرده‌اند که شامل پایش روانی افراد پرخطر، آموزش مستمر به کودکان، حمایت اجتماعی از خانواده‌ها و نظارت بین‌نهادی است.

در غیاب چنین نظامی، اقدامات پراکنده و مقطعی نمی‌تواند مانع تکرار فجایع شود. امنیت کودکان نیازمند یک سیاست‌گذاری ملی است که خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای حمایتی را در یک شبکه هماهنگ قرار دهد.

خشونت علیه کودکان، تنها با مجازات مجرمان از میان نمی‌رود. پیشگیری مؤثر نیازمند آموزش، فرهنگ‌سازی و ایجاد ساختارهای حمایتی است. کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر جامعه همچنان به جای توانمندسازی کودکان، تنها به برخورد پس از جرم بسنده کند، فجایعی مشابه حادثه «ایلیا» همچنان تکرار خواهد شد.

سرمایه‌گذاری در آموزش مهارت‌های پیشگیرانه نه یک هزینه، بلکه ضرورتی حیاتی برای آینده‌ای امن‌تر است.

  • نویسنده : نیما مجتبایی
  • منبع خبر : سیاست گستر